به جاماندگان کاروان اربعین - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام خداوند آیینه ها صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین به: خودم و تمام جاماندگان از کاروان اربعین من گرچه دور... لطف شما شاملم که هست با پا اگر نمی شود آمد ... دلم که هست حالا که راه ها همه هاشور خورده اند این جاده ها به هم گره کور خورده اند باید دعا کنم که دل ساده بشکند دنیا بلرزد و کمر جاد
سادگی های شاعرانه - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام خداوند قلم سادگی های شاعرانه یادداشتی بر مجموعه ی شعر : بادبادک های رنگ پریده مجموعه ی 41شعر سپید- سروده ی اشرف سادات طباییان انتشارات فصل پنجم-1395 به قلم : سعیده اصلاحی در این مجموعه با سپیدسروده هایی مواجه ایم که بی پیرایگی زنانه و روایات مکرر زندگی را از دریچه ی شعر تصویر کرده اند. و
یلدا سروده ها - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام آفریدگار ماه و مهتاب یلدا سروده ها 1 امشب قراری تازه در یلدای دیدار هرچند دنیا خواب... اما عشق ، بیدار ای در میان چشمهایت ، شعله ور ماه تا صبح این فانوس را روشن نگه دار 2 شب آمد و یلدا پری از دور تابید بارید باران لابه لای شاخه ی بید از نرده بان نقره پایین رفت مهتاب بر شاخه ی عریانِ باران
غزلی که با تمام ناتمامی ، ماندگار شد- یادداشتی برای نجمه زارع - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام خداوند پروانه ها غزلی که با تمام ناتمامی ... ماندگار شد نجمه پر بود از خبر...خبرهایی که باد فرصت نکرده بود به دور دست ها مخابره کند : خبر به دور ترین نقطه ی جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد او با اندیشه ای خلاق و خیالی بلند ، خشت خشت قلعه ای بنا کرده بود از غزل تا باورهای لط
خیال - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
گهگاهبا اینکه پنجره باز است و باد ، سر فرو می برد به گریبان اتاقت اما تو احساس سرما نمی کنی این یعنی کسی در همین نزدیکی ها خیالت را در آغوش گرفته است از مجموعه ی : از ابر عاشق به جنگل سپید سروده های سعیده اصلاحی
به فالم برگرد - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام خداوند شعر و شعور به فالم برگرد راه افتاد ولی رو به عقب ، امسالت تا بگردد وسط ثانیه ها دنبالت سال ها پشت سرم ، سایه ی تو جریان داشت ایستادن وسط بود و نبود ، امکان داشت سایه می خواست که وارونه شود تصمیم ام ناگهان سر برود حوصله ی تقویم ام بی تو برگشتن و برعکس دویدن در باد... این به اصرار د
یادداشتی بر کتاب " به من گوش بسپار، چنان که به باران - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام خداوند مهتاب و نور یادداشتی بر کتاب: " به من گوش بسپار ، چنان که به باران " به قلم : سعیده اصلاحی عنوان کتاب : به من گوش بسپار- چنان که به باران مولف : اکتاویوپاز قالب اثر: شعر مترجم: سعید سعیدپور ناشر: نشر مروارید- تهران قطع وزیری- 224 ص چاپ اول- 1383 این کتاب شامل اشعاری ست برگرفته شد
و خدا صدای آشفتگی باد را شنید - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 8:56
به نام او که که مهربان ترین است و خدا صدای آشفتگی باد را شنید.... نوشته ی : سعیده اصلاحی درست وقتی که آسمان ، ابرهایش را گم کرد و نفس زمین به شماره افتاد... خدا صدای آشفتگی باد را شنید و قصه ات را آغاز کرد. قصه ی پنجره ای روی دیوارهای بی روزنه... قصه ی روزی که هرچه می رود، به شب نمی رسد... و "
فرزند مرا هیچ میاموز به جز عشق - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 17:02
من سالهاست معلم کلاس اولم. و گفتنی های زیادی دارم. اما در کنار تدریس و تمرین و کار و تلاش ، گاهی دلم می خواهد حرفهای تازه تری برای بچه ها داشته باشم. حرف هایی که نیاز به " رونویسی " یا " حل کردن" نداشته باشند و فقط و فقط شادی بیآفرینند و بچه ها را به فکر فرو ببرند. من دلم می خواهد آن ها را به تفکر و...
روز جهانی زیبایی - یادداشتی برای اربعین حسینی - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 17:02
به نام حضرت عشق روز جهانی زیبایی سالها پیش ، محرم که از راه می رسید ، گوشِ کودکی هایم پر می شد از صدای سنج و طبل و زنجیر... و دلم ، پای پیاده به کربلا می رفت. به سرزمینی می رسید ترک ترک شده و خشک که همسایه ی فرات بود ... با آسمانی در اسارت بی رحم ترین خورشید... دلم همیشه می پرسید :" چگونه می شود آب ...
بخوانید ای آفتابگردان های کربلایی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:10
به نام خداوند آیینه ها سربرمی گردانم از شبانه های بی ستاره ی دنیا از خوابهای سنگین بی فرشته... از کلمات بی رمق و فرسوده سربرمی گردانم از این همه جاده ی سرگردان که مثل زنجیر به دست و پای زمین پیچیده اند و راههایی که به بیراهه می رسند.. بر می گردم و پناه می برم به فواره های نور... به آیینه هایی که مرا...
پدرانه ها - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:48
به نام خداوند عاشق پدرانه ها گلدان بهاری تو باشم بابا ؟ لبخند بهاری تو باشم بابا ؟ با این که شدم مادر و همسر ، بگذار در خانه قناری تو باشم بابا *** هم پرده کنار رفته ، هم وا شده در گل داده در این گوشه ی تقویم ، خبر تردید نکن که هست تا آخر عمر هر روز برای دخترت : " روز پدر " *** بنشین و بخند باز با م...
مولای عشق - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:48
مثل خدا یگانه و یکتاست نام تو تسبیح عاشقانه ی زهراست نام تو بر شانه کوله باری از ابر بهار داشت آن دستها که صاعقه ی ذوالفقار داشت حق با علی ست... این همه ی درد دشمن است رسم تمام آینه ها راست گفتن است " امن یجیب " عقده گشا در علی شکفت عالم بهانه بود "خدا" در"علی" شکفت نام تو را به زمزمه تکرار می کنم ب...
سه رباعی تقدیم به پیشگاه بانوی دو عالم( س) - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:48
تا صبح ظهور ، دیده ی تر داریم اعجاز تو را همیشه باور داریم بانو .س. نظری ، که هر چه داریم ، هنوز از معجزه ی دعای مادر داریم این شب را غرق ماه کن یا زهرا از پنجره ها نگاه کن یا زهرا این کودک حرف نشنو عاشق را این بار تو سر به راه کن یا زهرا ریخانه ی گلخانه ی احمد، زهراست ذکر لب گلدسته و گنبد ،زهراست ض...
خوش به حال این فنجان - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:48
نشسته ایم : من و میز و سفره و گلدان و طعم داغ تو در سایه روشنِ ایوان " سلام ، صبح شما خوش ، کجا؟ بفرمایید" یکی دو جرعه فقط چای تلخ و بعد از آن دوباره وقت کم آورده ای و دیرت شد دوباره با عجله ... نه نرو نرو الان چرا فرو بنشیند بخار این کلمات؟ چه قدر بسته بماند دهان این قندان؟ به جای من شب و روز از تو...
خاطرات درخت - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 6:47
به نام خدای رنگها و فصل ها ** خاطرات درخت ** روی آسفالت ، دفترچه ای خیس برگه ها را ورق می زند باد بخشی از خاطرات درخت است برگ خشکی که از دستش افتاد باز پاشیده از دست نقاش سطلی از رنگ توی خیابان راه می افتد از ناودان ... رود ابرها زیر لب : " باز ...باران " ابرها نقطه چین می گذارند دورتر می شود ردپاشا...

برچسب‌های مرتبط

فرزند مرا هیچ میاموز به جز عشق | روز جهانی زیبایی | پدرانه ها | پدرانه های زیبا | عکس های پدرانه | دلنوشته های پدرانه | نصیحت های پدرانه | متن های پدرانه | جمله های پدرانه | پیامک های پدرانه