نشسته ایم : من و میز و سفره و گلدان
و طعم داغ تو در سایه روشنِ ایوان
" سلام ، صبح شما خوش ، کجا؟ بفرمایید"
یکی دو جرعه فقط چای تلخ و بعد از آن
دوباره وقت کم آورده ای و دیرت شد
دوباره با عجله ... نه نرو نرو الان
چرا فرو بنشیند بخار این کلمات؟
چه قدر بسته بماند دهان این قندان؟
به جای من شب و روز از تو لب بگیرد باز؟
رقیب من شده نه؟ خوش به حال این فنجان
سعیده اصلاحی
برچسب: خوش به حالت به انگلیسی,خوش به حال روزگار,خوش به حالت تکه سنگ,خوش به حال تکه سنگ,خوش به حالت,خوش به حالت کبوتر,خوش به حال انارها و انجیرها,خوش به حالت در انگلیسی,
نویسنده: مهراد میرزایی